عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

879

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

( و با آن تطبيق مى نمايد ) بهنگامى كه ديگران قرآن را براى خويش بر مى گرداند . 35 يأتي على النّاس زمان لا يبقى من القرآن الّا رسمه و من الأسلام الّا اسمه مساجدهم يومئذ عامرة من البناء خالية من الهدى : بر مردم زمانى خواهد آمد كه از قرآن باقى نماند مگر نشانش و از اسلام مگر نامش مردم آن روز مسجدهايشان از حيث ساختمان آباد و لكن از هدايت و حق و دين خالى است . 36 يأتي على النّاس زمان لا يقرّب فيه الّا الماحل و لا يستطرف فيه الّا الفاجر و لا يضعّف الّا المنصف : بر مردم زمانى خواهد آمد كه در آن زمان نزد مردم عزيز و گرامى نيست مگر مرد مكّار يا مفتّش و جاسوس رؤساء جور و ظريف و خوش مزه شمرده نشود مگر شخص فاسق و بدكار و خوار پنداشته نشود مگر شخص متديّن دادگر . 37 يعدّون الصّدقة غرما و صلة الرّحم منّا و العبادة استطالة على النّاس و يظهر عليهم الهوى و يخفى منهم الهدى : در آن زمان مردم صدقه دادن را غرامت و زيان شمراند صله رحم كردن را منّت گذارند و عبادت خدا را براى آن كنند كه بر مردم ناز و بزرگى فروشند در آن زمان هواپرستى آشكار مى گردد و دين و هدايت از ميانشان پنهان و برداشته مىشود ( و اين اخبار در شمار معجزات آن حضرت است كه با آن چشم واقع بين ولايت هزار و سيصد سال قبل امر ما مسلمانان پوشالى بى بند و بار و بى علاقه بديانت را ميداند تو گوئى امروز خود آن حضرت در ميان ما زندگى مى فرمايد كه اين طور احوالات ما را از هوا و هدايت و قرآن و مساجد مورد دقّت قرار داده و از پيش خبر داده‌اند خداوند بحقّ امير المؤمنين و اولاد طاهرينش صلوات اللّه عليهم أجمعين قسمت مى دهيم كه خودت ما را به راه دين و قرآن بدار بابى انت و امّى يا امير المؤمنين يا سيّد الوصيّين يا عيبة علم اللّه و اخا رسول اللّه ص ) . 38 ينبى ء عن عقل كلّ امرء لسانه و يدلّ على فضله بيانه : زبان هر مردى از عقلش خبر مىدهد و بيانش بر فضلش دلالت مى نمايد . 39 يعجبني من الرّجل ان يرى عقله زائدا على لسانه و لا يرى لسانه زائدا على عقله : مرا از مردى خوش مى آيد كه عقلش بر زبانش